مال خود را در راه حقوق [دوستان] ببخش و ازآن، به دوستت برسان که بخشش به آزاده، سزاوارتر است . [امام علي عليه السلام]
ارديبهشت 87 - اس ام اس سرکاري و جوک
  • پست الکترونيک
  • شناسنامه
  •  RSS 
  • پارسي بلاگ
  • پارسي يار
  •    1   2   3      >

    هيچ مي دوني چقدر گلي


    .


    .


    واسه دستهات ضرر داره؟


    موقع استفاده از مايع ظرف شويي گلي دستکش يادت نره!


     



    سه‏شنبه 31/2/1387

    کو و و و و


    و و و و و


    و و و و و


    و و و و و


    چولو سرکاري!


     



    دوشنبه 30/2/1387

    کلاغ و طوطي هر دو سياه و زشت آفريده شدند


    طوطي شکايت کرد و خداوند او را زيبا کرد


    ولي کلاغ گفت: هر چه از دوست رسد نيکوست


    و نتيجه آن شد که مي بيني.


    طوطي هميشه در قفس کلاغ هميشه آزاد



    يکشنبه 29/2/1387

    عشق جزيره ايست در آبهاي دوردست.


    .


    خوشگلم!


    SMS نخون


    پارو بزن!


     



    يکشنبه 29/2/1387

    ميدوني آدما بين الف تا ي قرار دارند.


    بعضي ها مثل " ب " برات ميميرند


    مثل " د " دوستت دارند


    مثل " ع " عاشقت ميشوند


    مثل " م " منتظر مي مونند


    تا يه روز مثل " ي " يارت بشن.


     



    شنبه 28/2/1387

    ببخشيد که اين موقع مزاحم شدم،


    قصد مزاحمت نداشتم،


    فقط خواستم بگم


    مي دوني شبها که ما مي خوابيم آقا پليسه بيداره؟


     



    شنبه 28/2/1387

    خدايا! به من رفيقي بده که با من گريه کند.


    دوستي که با من بخندد را خودم پيدا خواهم کرد


     



    جمعه 27/2/1387

    تا حالا فکر کردي کي بيشتر از همه برات مي ميره؟


    برو پايين


    .


    .


    .


    .


    دنبال چي مي گردي؟ من که اين پايين جا نميشم.


     



    جمعه 27/2/1387

    خدا خر را آفريد و به او گفت:


    تو بار خواهي برد، از زماني که تابش آفتاب آغاز مي شود تا زماني که تاريکي شب سر مي رسد. و همواره بر پشت تو باري سنگين خواهد بود. و تو علف خواهي خورد و از عقل بي بهره خواهي بود و پنجاه سال عمر خواهي کرد.


    خر به خداوند پاسخ داد:


    خداوندا! من مي خواهم خر باشم، اما پنجاه سال براي خري همچون من عمري طولاني است. پس کاري کن فقط بيست سال زندگي کنم و خداوند آرزوي خر را برآورده کرد.


     


    خدا سگ را آفريد و به او گفت:


    تو نگهبان خانه انسان خواهي بود و بهترين دوست و وفادارترين يار انسان خواهي شد. تو غذايي را که به تو مي دهند خواهي خورد و سي سال زندگي خواهي کرد.


    سگ به خداوند پاسخ داد:


    خداوندا! سي سال زندگي عمري طولاني است. کاري کن من فقط پانزده سال عمر کنم و خداوند آرزوي سگ را برآورد.



    خدا ميمون را آفريد و به او گفت:


    تو از اين سو به آن سو و از اين شاخه به آن شاخه خواهي پريد و براي سرگرم کردن ديگران کارهاي جالب انجام خواهي داد و بيست سال عمر خواهي کرد.


    ميمون به خداوند پاسخ داد:


    بيست سال عمري طولاني است، من مي خواهم ده سال عمر کنم. و خداوند آرزوي ميمون را برآورده کرد.



    و سرانجام خداوند انسان را آفريد و به او گفت:


    تو انسان هستي. تنها مخلوق هوشمند روي تمام زمين. تو مي تواني از هوش خودت استفاده کني و سروري همه موجودات را برعهده بگيري و بر تمام جهان تسلط داشته باشي. و تو بيست سال عمر خواهي کرد.


    انسان گفت:


    سرورم! گرچه من دوست دارم انسان باشم، اما بيست سال مدت کمي براي زندگي است. آن سي سالي که خر نخواست، آن پانزده سالي که سگ نخواست و آن ده سالي که ميمون نخواست زندگي کند، به من بده. و خداوند آرزوي انسان را برآورده کرد.


    و از آن زمان تا کنون انسان فقط بيست سال مثل انسان زندگي مي کند!


    و پس از آن، ازدواج مي کند و سي سال مثل خر کار مي کند مثل خر زندگي مي کند، و مثل خر بار مي برد!


    و پس از اينکه فرزندانش بزرگ شدند، پانزده سال مثل سگ از خانه اي که در آن زندگي مي کند، نگهباني مي دهد و هرچه به او بدهند مي خورد!


    و وقتي پير شد، ده سال مثل ميمون زندگي مي کند؛ از خانه اين پسرش به خانه آن دخترش مي رود و سعي مي کند مثل ميمون نوه هايش را سرگرم کند!


    و اين بود همان زندگي که انسان از خدا خواست!



    پنجشنبه 26/2/1387

    ميدوني شباهت تو با باغچه چيه؟


    .


    .


    .


    اينه که جفتتون کرم داريد !



    چهارشنبه 25/2/1387

    خواستم ازت تشکر کنم وبگم به تو افتخار مي کنم.


    .


    چون تو تنها کسي هستي که هيچ وقت منواز سر کار گذاشتنت نااميد نمي کني.


     



    سه‏شنبه 24/2/1387

    يک چيزي رو خيلي وقته مي خواستم بهت بگم


    من


    من واقعا عاشق


    من واقعا عاشق تو


    من واقعا عاشق توروبچه با خيارم !



    دوشنبه 23/2/1387

    از يکي مي پرسن قوي ترين حيوون کيه؟


    ميگه مورچه؟


    مي گن واسه چي مورچه؟


    ميگه يک روز يه مورچه رفت تو پريز برق اومدم با ميخ درش بيارم يه لگدي به من زد که 5 متر پرت شدم عقب



    يکشنبه 22/2/1387

    قبل از ازدواج


    ?-مرد:نميتونم منتظت بمونم


    ?-زن:ميخواي از پيشت برم


    ?-مرد: نه فکرشم نکن


    ?-زن: منو دوست داري


    ?-مرد: البته


    ?-زن: تا حالا به من خيانت کردي


    ?-مرد: نه چرا اين سوال و ميپرسي


    ?-زن: منو مسافرت ميبري؟


    ?-مرد: البته


    ??-زن: منو کتک ميزني؟


    ??-مرد: به هيچ وجه


    ??-زن: ميتونم بهت اعتماد کنم؟


    بعد از ازدواج همين متنو از پايين به بالا بخون.


     



    شنبه 21/2/1387


    بدليل بي جنبه بودن هموطنان قزويني


     


    ديگر پفک حلقه اي توليد نميشود.


     


     


    فرستنده:


    http://khaneyearezoo.parsiblog.com


     




    جمعه 20/2/1387

    براي خريدن عشق هر کس هر چه داشت آورد،


     ديوانه هيچ نداشت و گريست،


     گفتند چون هيچ ندارد مي گريد،


    اما هيچ کس ندانست که قيمت عشق اشک است



    جمعه 20/2/1387

    دوست داشتن رو بايد از برگ درخت آموخت وقتي زرد مي شه، وقتي مي ميره، وقتي از درخت جدا مي شه، بازم پاي همون درخت مي افته



    چهارشنبه 18/2/1387

    ميدوني فرق تو با آهن چيه؟ 


    .


    .


    آهن زنگ ميزنه ولي توي گدا اس ام اس هم به زور ميزني !



    سه‏شنبه 17/2/1387

    مهم نيست دلت دريا باشه يا يه برکه مهم اينه نزاري کسي توش جيش کنه



    دوشنبه 16/2/1387

    کاشکي علم آنقدر پيشرفت کرده بود


    که از همين جا


    .


    .


    .


    با بيل ميزدم تو ملاجت!



    يکشنبه 15/2/1387

       1   2   3      >


    لينک باکس

    ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

    >> بازديدهاي وبلاگ <<
    بازديد امروز: 29
    بازديد ديروز: 62
    کل بازديد :89258

    >>اوقات شرعي <<

    >> درباره خودم <<

    >>فهرست موضوعي يادداشت ها<<

    >>آرشيو شده ها<<

    >>لوگوي وبلاگ من<<
    ارديبهشت 87 - اس ام اس سرکاري و جوک

    >>لينک دوستان<<

    >>لوگوي دوستان<<

    >>جستجو در وبلاگ<<
    جستجو:

    >>اشتراک در خبرنامه<<

    نام:

    ايميل: