مايه توانگري خردمند، حکمتش و مايه عزّت وي قناعتش باشد . [امام علي عليه السلام]
آذر 86 - اس ام اس سرکاري و جوک
  • پست الکترونيک
  • شناسنامه
  •  RSS 
  • پارسي بلاگ
  • پارسي يار
  • عيد قربان گذشت


     


    نگرانتم


     


    يک اس ام اس بده تا مطمئن بشم قربونيت نکردن


     



    جمعه 30/9/1386

    يه روز صبح يه مريض به دکتر جراح مراجعه ميکنه


    و از کمر درد شديد شکايت ميکنه.


    دکتره بعد از معاينه ازش ميپرسه


    خب، بگو ببينم واسه چي کمر درد شدي؟


    مريض پاسخ ميده:


    محض اطلاعتون بايد بگم که من براي يک کلوپ شبانه کار ميکنم.


    امروز صبح زودتر به خونه‌م رفتم


    و وقتي وارد آپارتمانم شدم،


    يه صداهايي از اتاق خواب شنيدم!


    وقتي وارد اتاق شدم، فهميدم که يکي با همسرم بوده!!


    در بالکن هم باز بود.


    من سريع دويدم طرف بالکن،


    ولي کسي را اونجا نديدم.


    وقتي پايين را نگاه کردم،


    يه مرد را ديدم که مي‌دويد


    و در همان حال داشت لباس مي‌پوشيد.


    من يخچال را که روي بالکن بود گرفتم و پرتاب کردم به طرف اون!!


    دليل کمر دردم هم همين بلند کردن يخچاله.


     


     


     


     


    مريض بعدي،


     


    به نظر ميرسيد که تصادف بدي با يک ماشين داشته.


    دکتر بهش ميگه «مريض قبليِ من بد حال به نظر ميرسيد،


    ولي مثل اينکه حال شما خيلي بدتره!


    بگو ببينم چه اتفاقي برات افتاده؟


    مريض پاسخ ميده: بايد بدونيد که من تا حالا بيکار بودم


    و امروز اولين روز کار جديدم بود.


    ولي من فراموش کرده بودم


    که ساعت را کوک کنم


    و براي همين هم نزديک بود دير کنم.


    من سريع از خونه زدم بيرون و در همون حال هم داشتم لباس‌هام را مي‌پوشيدم،


    شما باور نمي‌کنيد؛


    ولي يهو يه يخچال از بالا افتاد روي سر من!


     


    وقتي مريض سوم مياد


     


    به نظر ميرسه که حالش از دو مريض قبلي وخيم‌تره.


    دکتره در حالي که شوکه شده بوده


    دوباره ميپرسه از کدوم جهنمي فرار کردي


    خب، راستش من بالاي يه يخچال نشسته بودم


    که يهو يه نفر اون را از طبقهء سوم پرتاب کرد پايين


     


     



    جمعه 30/9/1386

    اگر همه گلهاي دنيا رو به پاهات بريزم بازم کمه


    .


    .


    آخه پاهات خيلي بو ميده


     



    پنجشنبه 29/9/1386

    مشترک گرامي!


    اعتبار دوستي شما رو به اتمام است.
    لطفا جهت شارژ مجدد يک بوس ارسال نماييد.


     



    چهارشنبه 14/9/1386

    برق نگاهت
    .
    چشماي خمارت
    .
    لهجه ي حرف زدنت
    .
    منو ياد گداي سر کوچمون ميندازه


     



    چهارشنبه 14/9/1386

    اگه ديدي يه سوسک پوشت و رو اوفتاده و دست و پا ميزنه
    فکر نکن زدنش
    .
    .
    احمق داره به قيافت مي خنده


     



    چهارشنبه 14/9/1386



    لينک باکس

    ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

    >> بازديدهاي وبلاگ <<
    بازديد امروز: 29
    بازديد ديروز: 62
    کل بازديد :89258

    >>اوقات شرعي <<

    >> درباره خودم <<

    >>فهرست موضوعي يادداشت ها<<

    >>آرشيو شده ها<<

    >>لوگوي وبلاگ من<<
    آذر 86 - اس ام اس سرکاري و جوک

    >>لينک دوستان<<

    >>لوگوي دوستان<<

    >>جستجو در وبلاگ<<
    جستجو:

    >>اشتراک در خبرنامه<<

    نام:

    ايميل: